وارم :)
چهارشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۵ • 4:12
به دور و برم نگاه میکنم و میبینم هنوز هیچی ندارم
هیچی بهتر نشده
سرمو بلند میکنم که گله کنم
یهو قلبمو میگیری توی دستات
بندایی که دورش پیچیدمو و به خاطر نابلدیم گره کور زدمو یکی یکی باز میکنی
پاره نمیکنیشون
باز میکنی
اصلا تو اشاره میکنی و خودشون باز میشن
و من توی یه بهت فرو رفتم
و با خودم فکر میکنم چرا نه؟
چرا تا حالا بهت اعتماد نداشتم؟
چرا دستای حمایتگرتو ندیدم؟
چرا سعی کردم قلبمو به هرچی که دیدم گره بزنم؟
آغوش گرم و آرامش بخشت اجازه ی ورود هیچ چرای دیگه ای رو نمیده
بذار فقط یه سوال دیگه بپرسم
تو واقعا منو کنار گذاشتی برای خودت؟
f6tim6 •
ف مثل فاطیما......ما را در سایت ف مثل فاطیما... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58